پورتال اندیشمندان علوم انسانی و اسلامی ::thinkers.tebyan.net
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً.

Delicious facebook RSS ارسال به دوستان نسخه چاپی ذخیره خروجی XML خروجی متنی خروجی PDF
کد خبر : 238586
تعداد بازدید : 367

شرح دعای سلامتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

دعا نوعی درخواست و ابراز نیاز از خداوند متعال است، چنان که پروردگار در قرآن کریم می فرماید: «يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ»؛ ای مردم، شما به خدا نیازمندید، و خداست که بی نیاز ستوده است. در آیه ای دیگر می فرماید: «وَاللَّهُ الْغَنِيُّ وَأَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ»؛ خداوند بی نیاز و شما نیازمندید. انسانی که این حقیقت (فقر محض) را درک کند و خود را محدود و سرتاپا نیاز ببیند، و از سوی دیگر، بفهمد که پروردگار بی همتا، بخشنده، مهربان و غنی است، به ضرورت دعا پی می برد و با افتخار و سربلندی، دست نیاز به آستان کبریایی او بلند می کند. او از ذات بی همتای الهی مدد می طلبد و این مسئله را برای خود و هم نوعانش ضروری می داند. بنابراین، امامان(علیهم السلام) که به این حقیقت، معرفت کامل دارند و عجز و فقر خود را بیشتر احساس می کنند، از همة انسان ها بیشتر «دعا» می کردند. آنان با وجود بی نیازی، خود را فقیر محض معرفی می نمودند. امام حسین(علیه السلام)، در دعای عرفه خود را این گونه معرفی می فرماید:الهی انا الفقیر فی غنای و کیف لا اکون فقیراً فی فقری؛ خدایا، من در حال بی نیازی، فقیر هستم و چگونه در حال فقر، نیازمند و فقیر نباشم!بنابراین، هرکس این ضرورت را احساس نکند و در برابر آفریننده بپندارد که ثروت مند و بی نیاز است، قطعاً در برهوت طغیان سقوط می کند. خداوند متعال که خالق همة موجودات است و به نظام وجودی انسان کاملاً آگاهی دارد، در این خصوص می فرماید:«كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَی أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى»؛ به درستی که انسان سرکشی می کند همین که خود را بی نیاز پندارد.

شرح دعای سلامتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

 

مقدمه

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست
هر کجا هست خدایا به سلامت دارش
ارزش و اعتبار انسان به «دعا»ست. خداوند متعال به آخرین سفیرش می فرماید:
«قُلْ مَا يَعْبَؤا بِكُمْ رَبِّي لَوْلا دُعَاؤُكُمْ» اگر دعا نکنید، پروردگارم برای شما ارزشی قائل نیست.
در روایات دعا هم سنگ نماز، ستون دین، عبادت، بزرگ ترین عبادت، نور زمین و آسمان و نیز کلید پیروزی و رستگاری، سلاح مؤمن و انبیا و نافذتر از نیزه بیان شده است.
به راستی راز و رمز این همه فضیلت و تأکید در آیات و روایات برای چیست؟ نیایش چه ضرورتی دارد و چرا انسان دعا می کند؟

ضرورت دعا

دعا نوعی درخواست و ابراز نیاز از خداوند متعال است، چنان که پروردگار در قرآن کریم می فرماید:
«يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ»؛ ای مردم، شما به خدا نیازمندید، و خداست که بی نیاز ستوده است.
در آیه ای دیگر می فرماید:
«وَاللَّهُ الْغَنِيُّ وَأَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ»؛ خداوند بی نیاز و شما نیازمندید.
انسانی که این حقیقت (فقر محض) را درک کند و خود را محدود و سرتاپا نیاز ببیند، و از سوی دیگر، بفهمد که پروردگار بی همتا، بخشنده، مهربان و غنی است، به ضرورت دعا پی می برد و با افتخار و سربلندی، دست نیاز به آستان کبریایی او بلند می کند. او از ذات بی همتای الهی مدد می طلبد و این مسئله را برای خود و هم نوعانش ضروری می داند.
بنابراین، امامان(علیهم السلام) که به این حقیقت، معرفت کامل دارند و عجز و فقر خود را بیشتر احساس می کنند، از همة انسان ها بیشتر «دعا» می کردند. آنان با وجود بی نیازی، خود را فقیر محض معرفی می نمودند. امام حسین(علیه السلام)، در دعای عرفه خود را این گونه معرفی می فرماید:الهی انا الفقیر فی غنای و کیف لا اکون فقیراً فی فقری؛ خدایا، من در حال بی نیازی، فقیر هستم و چگونه در حال فقر، نیازمند و فقیر نباشم!
بنابراین، هرکس این ضرورت را احساس نکند و در برابر آفریننده بپندارد که ثروت مند و بی نیاز است، قطعاً در برهوت طغیان سقوط می کند. خداوند متعال که خالق همة موجودات است و به نظام وجودی انسان کاملاً آگاهی دارد، در این خصوص می فرماید:
«كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَی أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى»؛ به درستی که انسان سرکشی می کند همین که خود را بی نیاز پندارد.
معصومان(علیهم السلام)، امام و پیشوای انسان ها، برای رسیدن به مقصد الهی تعیین و معرفی شده اند. آنان علاوه بر سیره عملی، احادیث گران بهایی نیز در ضرورت، فضایل، آثار و... دعا برای انسان ها به یادگار گذاشته اند. در این میان، ادعیه و زیارات مخصوص به امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) جایگاه ویژه ای دارند. کثرت این دعاها در میان گنجینة ادعیه، به ضرورت دعا برای امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) اشاره می نماید.
با وجود آن که اساسی ترین نیاز هر انسان، امام و حجت الهی است، و بحث «اضطرار به حجت» شکوفاترین بحث و بخش دین به شمار می آید، آیا می توان دعا برای وجود نازنین امام عصر(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) و واسطه فیض الهی را ضروری ندانست؟
در میان نیازهای انسان، نیاز به امام اساسی ترین مسئله است. از نظر عقلی مهم ترین نیاز، ضرورت جدی تری نیز دارد. بنابراین، دعا برای امام ضروری ترین دعاهاست.

دعا برای سلامت امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف)

به هنگام دعا اول تو را مد نظر دارم
تمنای وصالت را من بی پا و سر دارم
چرا روشن نباشد قلب من چون وادی سینا
که من در آسمان دل چو تو قرص قمر دارم
به یاد روی تو هر صبح تا شب عمر سر کردم
خیالت را در آغوش از سر شب تا سحر دارم
همه در برابر امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف)، مسئول هستند و وظایفی دارند؛ یکی از آن وظایف، انجام دادن اعمالی است که موجب تن درستی ایشان می شود، مانند صدقه دادن و دعا کردن.
نکته مهم این است که این گونه اعمال، قبل از آن که آثاری برای امام(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) داشته باشد، فواید و نتایجی برای عامل دارد. حتی اگر کسی برای سلامت امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) صدقه ندهد و دعا هم نکند، پروردگار متعال وجود گرامی ایشان را از گزند حوادث و بلاها محفوظ می دارد. کسی که برای تن درستی آن حضرت دعا می کند و صدقه می دهد، فواید فراوانی نصیبش می شود، مانند نماز خواندن که اگر همة انسان ها کافر شوند و نماز نخوانند، ذره ای از عظمت پروردگار کم نمی شود، و خداوند متعال نیز محتاج عبادات نیست:
«إِنْ تَكْفُرُوا أَنْتُمْ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِيٌّ حَمِيدٌ»؛ اگر شما و هرکه بر روی زمین است، همگی کافر شوید، بی گمان خداوند بی نیاز و ستودنی است.
انسان براساس وظیفه و احتیاج به عنایت پروردگار، عبادت می کند و نماز می خواند. بنابراین، کسی که نماز خواند و شکر نعمت پروردگار را انجام می دهد، فواید زیادی نصیبش می شود. زیرا:
«لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ»؛ اگر شکرگزار باشید، [نعمت] شما را افزون خواهم کرد، و اگر ناسپاسی کنید، قطعاً عذاب من سخت خواهد بود.
از نتایج دعا برای امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) توجه و عنایت خاص ایشان است. بنابر آیة شریفه «هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَانُ» و آیة «وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا» علاوه بر عنایات فراوان، امام مهدی (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) در حق دعا کننده، دعا می کند.

پیشینه دعا برای سلامت امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف)

اهل ولا چو روی به سوی خدا کنند
اول به جان گمشدة خود دعا کنند 
دعا کردن برای آخرین حجت الهی خصوصاً برای سلامت ایشان، سیره و سنت پیشوایان در همه حال و در بهترین حالات، به هنگام نماز و راز و نیاز بوده است. امامان معصوم(علیهم السلام)، بارها برای آخرین فرزند معصومشان دست به دعا برداشته اند. مرحوم صاحب مکیال المکارم بیش از یک صد دعا را که از ناحیة مقدس معصومان(علیهم السلام) صادر شده، تقدیم منتظران داشته است. بخش هایی از آن دعاها برای حفظ و سلامت ایشان بوده که در شرح کلمات این دعا به آن بخش ها اشاره می نماییم.
به راستی این چه سرّ و رمزی است که قبل از تولد امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) عاشقان و عارفان کوی الهی، بخشی از بهترین حالات خود را برای او اختصاص داده اند؟ مسئله ای با این پیشینه عمیق و وسیع می طلبد که بیشتر مطرح گردد تا راز و رمز آنها کشف شود.
دعای «اللهم کن لولیک...»، از دعاهای معروف است که گاهی در مجالس از آن به دعای فرج نیز یاد می شود. در پایان همین دعا از ظهور و فرج سخن می گوید، ولی روح و اساس این دعا درخواست سلامت برای امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) است. بنابراین، شایستگی دارد از آن به دعای سلامت یاد شود، و دعایی که با جمله «الهی عظم البلاء...» آغاز می شود، دعای فرج نامیده شود.

منابع دعای سلامت

از قرن های گذشته تاکنون علما و محدثان بزرگ شیعه، این دعای شریف را در متون اولیه و کتب معتبر به مناسبت اعمال شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان ثبت و ضبط کرده اند. این منابع براساس تقدم، تاریخ و زمان عبارتند از:

1. ثقة الاسلام ابوجعفر محمدبن یعقوب اسحاق کلینی(رحمه الله)

شیخ کلینی (م 329هـ .ق) در کتاب ارزش مند کافی این دعا را از محمدبن عیسی نقل فرموده است. این کتاب از قدیمی ترین و معتبرترین کتاب های حدیثی شیعه به شمار می آید که در عصر غیبت صغرا تألیف شده است.

2. شیخ الطائفه ابوجعفر محمد بن حسن الطوسی(رحمه الله)

شیخ طوسی (م 460هـ .ق) در دو کتاب ارزش مند تهذیب الاحکام و مصباح المتهجد و سلاح المتعبد، این دعا را نقل فرموده اند. ایشان که به «بزرگ شیعه» لقب گرفته اند، صاحب دو کتاب تهذیب و استبصار از چهار کتاب معتبر شیعه هستند. کتاب ارزش مند مصباح المتهجد ایشان در زمینه دعا از کتاب های بسیار معتبر شیعه در این باره است که برگرفته از متون روایات و احادیث است و از زمان نگارش تا به حال مورد توجه علما و مردم بوده است.

3. محمد بن جعفربن علی بن جعفر مشهدی حائری(رحمه الله)؛

ابن مشهدی از علمای بزرگ شیعه است که قبل از 580 قمری دیده از جهان فروبست. ایشان در کتاب ارزش مند المزار الکبیر، این دعا را ذکر کرده اند. در طول هشت قرنی که از تألیف آن می گذرد، همواره بزرگان شیعه بدان اعتماد و استناد کرده اند.

4. رضی الدین علی بن موسی بن طاووس حلی(رحمه الله)؛

سید بن طاووس (متوفای 664ق) در دو کتاب این دعای شریف را ذکر فرموده است:
الف) الاقبال بالاعمال الحسنة فیما یعمل مرة فی السنة؛ 
ب) فلاح السائل. 
این آثار سودمند جایگاه ویژه ای نزد علمای شیعه دارد، کتاب هایی درباره دعا که بعد از ایشان تألیف شده وام دار این آثار است.

5. شیخ تقی الدین ابراهیم بن علی بن الحسن بن محمد العاملی الکفعمی(ره)؛

شیخ کفعمی (متوفای 900ق) نیز در دو اثر از آثار گران بهایش این دعای شریف را ذکر فرموده است:
الف) جنة الامان الواقعیة و جنة الایمان الباقیة، مشهور به مصباح. 
ب) بلد الامین. 
ایشان در مقدمه کتاب مصباح می نویسد:
این کتاب را از کتاب های مورد اعتماد جمع آوری کردم که باید به ریسمان محکم آنها چنگ زده شود، و آن را به گونه ای مرتب کردم که خوانندة آن را به بالاترین درجات وصول به حق برساند.
این کتاب مشتمل بر دعاهای پربهایی است که همواره علمای شیعه در قرون متمادی تا عصر حاضر آن را تأیید کرده اند.

6. الشیخ الجلیل حسن بن سلیمان الحلی(رحمه الله).

شیخ حسن بن سلیمان حلی (متوفای قرن نهم) در کتاب مختصر بصائر الدرجات، این دعا را نقل کرده و برخی از بخش های آن را شرح داده است. 
با توجه به منابع یاد شده، ارزش و اهمیت این دعا کاملاً روشن می نماید، اما برای اتقان بیشتر، بحث سندی این دعا را نیز مطرح می کنیم.

سند

سند این دعا در کتاب کافی این گونه است: «محمد بن عیسی باسناده عن الصالحین(علیهم السلام)». در کتاب تهذیب به جای «صالحین»، «صادقین» آمده و در کتاب اقبال همین سند با طریق خودش ذکر گردیده است. بنابراین، برای صحت سند و سلامت این روایت، دو شیوه معمول را که مبنای علماست، آورده می شود و در ادامه علل صحت این روایت ذکر می گردد:

الف) حجیت خبر ثقه 

محمدبن عیسی در سند 1092 روایت، راوی به شمار آمده که مشترک بین چند نفر است. ولی فرد مشخص این روایت یعنی محمدبن عیسی بن عبید بن یقطین، 163 روایت نقل کرده است. ایشان از شاگردان و اصحاب امام رضا و امام جواد و امام هادی و امام عسکری(علیهم السلام) به شمار می آید که در کتب رجالی از او به بزرگی و عظمت و عدالت یاد کرده اند. اما این روایت به طور مرسل ذکر گردیده است.

ب) حجیت خبر موثوق به

بیشتر عالمان شیعه به حجیت خبر «موثوق به» معتقدند. مرحوم محقق همدانی(رحمه الله) می نویسد: 
ملاک در عمل به روایات نزد ما، اتصاف روایت به صحت اصطلاحی نیست، وگرنه خبری وجود ندارد که به استناد آن بتوانیم عدالت راویان آن را به طور قطع اثبات کنیم. بلکه ملاک وثاقت راوی، یا وثوق به صدور روایات به واسطة قرینه های خارجی از روایت است که بیشتر به گونه همان تدوین روایت در کتب اربعه خواهد بود و یا گرفته شدن روایت از اصول معتبره، به شرط توجه اصحاب به آن روایت و عدم اعراض. 
از تعبیر به «عندنا» روشن می شود که بیشتر شیعیان برای عمل به یک روایت، تنها به خبر «ثقه» بسنده نمی کردند بلکه اخبار «موثوق به» نیز حجت به شمار می آمد و می شد به آن عمل کرد.
وحید بهبهانی(رحمه الله)، استاد و پرچم دار اصولیان و مجتهدان در این باره می نویسد:
مبنای سخت گیری در پذیرش روایات (حجیت خبر ثقه)، برخلاف مبنای پذیرفته شدة عالمان، فقیهان و محققان شیعه است؛ چرا که اکثر آنها به حجیت خبر «موثوق به» معتقد هستند و فرقی ندارد که این وثوق از راه وثاقت راوی و یا از راه قرینه های دیگر به دست آید. 
آن گاه 47 سبب را که حدیث در سایة آنها به درجه اعتبار می رسد، یادآور می شود. 
صاحب کفایة الاصول، مرحوم آخوند خراسانی(رحمه الله)، بعد از ذکر دسته ای از روایات که وصف وثاقت را تأکید می کند، در این خصوص می نویسد:
مخفی نیست که این دسته از روایات، در این جهت ظهور دارد که اعتبار وصف وثاقت در روایت، تنها به این دلیل است که در سایة وثاقت راوی، وثوق به صدور پدید می آید. بنابراین در حقیقت، ملاک وثوق به صدور است، نه وثاقت راوی. در نتیجه، اگر وثوق به صدور از راه غیر وثاقت راوی پدید آید، همانند وثاقت راوی اعتبار خواهد داشت، و روشن است که علل وثوق به صدور، منحصر به وثاقت راوی نیست بلکه اسباب و علل پدیدآورنده وثوق به صدور در روایات کتب معتبر، به ویژه کتب اربعه که در همه زمان ها و مکان ها محور به حساب می آید و کتاب های دیگر که اعتباری مانند کتب اربعه دارند، بسیار فراوان است.
بعد از آن، چند علت وثوق را بیان می کند و می نویسد:
طبق تصریح شیخ بهایی(رحمه الله) در کتاب مشرق الشمسین، گواه بر ملاک بود وثوق به صدور، متعارف بین قدمای اصحاب است که آنان به روایتی که به دلیلی اعتماد بر آن تأیید می شود، یا همراه با خبری است که موجب وثوق و اعتماد به آن می گردد، صحیح اطلاق می کرده اند. 
بنابر سخنان ذکر شده، تنها راه حجیت خبر، به خبر ثقه منحصر نیست، و خبر «موثوق به» نیز حجیت دارد.
محقق نائینی(رحمه الله) نیز پس از ذکر روایات درباره این موضوع می نویسد:
بنابر قدر متیقن، این روایات بر حجیت خبر موثوق به دلالت دارد ـ خواه وثوق به صدور و خواه وثوق به مضمون باشد ـ همان گونه که مرجّح بودن روایت بین راویان یا وثاقت راوی یا عدالت وی، بر اعتبار خبر «موثوق الصدور» دلالت دارد و دلیل مرجّح بودن موافقت با قرآن و مخالفت با عامه، بر اعتبار خبر «موثوق المضمون» است.
در ادامه پاره ای از روایات را یاد می کند که ائمه(علیهم السلام) مردم را به اشخاص ارجاع داده اند:
شکی نیست که اعتبار خبر «موثوق به» از مجموع این روایات به دست می آید. بلکه از برخی روایات استفاده می شود که یاران امامان(علیهم السلام) بدون خبر، ثقه را بی تردید می پذیرفته اند. از این رو، در بسیاری از روایات از وثاقت یک راوی سؤال می شود به گونه ای که از آن به دست می آید که کبرا (پذیرش خبر ثقه) مسلم، و تنها سؤال از صغرا بوده که آیا این راوی ثقه است یا نه. ...بنابر انصاف با کاوش در این روایات می توان به اعتبار خبر «موثوق به» یقین پیدا کنیم. 
در جای دیگر می نویسد:
برای اثبات حجیت خبر «موثوق به» ادله ای که گذشت، کافی است. مهم ترین آن ادله، سیره عقلاییه است که شارع آن را منع نمی کند. 
محقق عراقی(رحمه الله) درباره جبران سندی و دلالی روایت با وجود ظن درباره آن، بعد از بیان چهار مبنا می نویسد:
ملاک حجیت روایت، مجرد وثوق نوعی به صدور است، گرچه این وثوق از خارج از حدیث به دست آید و مشروط به نبود قیام ظن فعلی برخلاف هم نیست، همان گونه که در مبحث حجیت خبر واحد گذشت. بنابراین، قیام ظن فعلی برخلاف کاشف از نقصی در روایت است که وثوق نوعی را از بین می برد. با این بیان، واضح گشت که به قواعد رجالی برای تصحیح روایت نیازی نیست، چرا که نیاز به قواعد رجالی، تنها بر پایة مقید ساختن وثوق فعلی یا نوعی، به وثوقی است که از مزایای داخلی نشأت گرفته باشد، وگرنه بر پایة مبانی مختار وثوق نوعی کفایت مطلق می کند، گرچه از خارج حدیث باشد... . 
وی در ادامه می نویسد:
از این روست که بنای اصحاب ـ رضوان الله تعالی علیهم ـ بر عمل به خبر «موثوق به» است، گرچه راوی آن شیعه نباشد... بنابراین، در دلالت مجموعة روایات بر حجیّت خبر «موثوق به» شکی نیست ـ چه وثوق از حیث صدور و چه از حیث مضمون باشد.
بنابراین در سند این دعای شریف تعلیق صورت گرفته و همان طور که محدث خبیر، علامه مجلسی(رحمه الله) بیان فرموده، این دعا مرسل است، اما ادله و ظنون معتبری وجود دارد که از باب تراکم ظنون، اعتبار و صحت این دعای شریف را ثابت می کنند. این ادله از این شمارند:
1. وجود روایت در کتب اربعه، ظن بر حجیت دارد و این دعای مبارک در دو کتاب کافی و تهذیب، از کتب اربعه، ذکر گردیده است.
آیت الله خویی(رحمه الله) درباره عظمت روایات کافی می نویسد:
شنیدم که استاد بزرگوار ما، شیخ محمد حسین نائینی، در جلسه بحث فرمودند: مناقشه در سند روایات کافی، کار عاجزان است. 
2. این دعا در کتب معتبر و مهم ادعیه وارد شده و ظن بر حجیت این کتاب ها نیز وجود دارد که عبارت از:
الف) این دعای شریف را ابن مشهدی(رحمه الله) ذکر کرده و در مقدمه کتابش آورده است:
من در این کتاب از زیارات مشاهد مشرّفه، اعمال مساجد و اماکن مقدسه، دعاهای برگزیده و تعقیبات نمازهای فرضیه، آن را جمع کرده ام که با سند متصل، توسط راویان مورد وثوق به دستم رسیده است. 
آیت الله خویی(رحمه الله) که مبنای «موثوق الصدور» در پذیرش احادیث ندارد، می فرماید:
این جمله به صراحت، بر توثیق همه کسانی که در سلسله سند این کتاب قرار گرفته اند دلالت می کند. 
ب) این دعا در مصباح کفعمی(رحمه الله) نقل شده و ایشان در مقدمه می نویسد:
این کتاب را از کتاب های مورد اعتماد جمع آوری کرده ام. 
ج) سید بن طاووس(رحمه الله) در کتاب اقبال این دعا را از کتاب ابن ابی قرّة که در میان علمای رجال مقام عالی دارد، نقل کرده است. مرحوم نجاشی(رحمه الله) درباره ایشان می نویسد:
ابوالفرج، محمد بن علی بن یعقوب بن اسحاق بن ابی قرّه قنائی(رحمه الله) موثق بوده و روایات زیادی استماع و کتب زیادی تألیف کرده... که از آن جمله است: عمل یوم الجمعه، عمل الشهور، معجم رجال ابی مفضل و کتاب تهجد، که همة آنها را به من خبر داده و به من اجازة روایت آنها را داده است. 
نجاشی لقب او را «قنائی» آورده، ولی علامه حلی(رحمه الله) یک بار از او «قنائی» و بار دیگر «قنابی» تعبیر کرده و توثیق نموده است. مرحوم نمازی(رحمه الله) در عظمت ایشان می نویسد:
به اتفاق همة رجالیون، مورد وثوق است. 
بنابراین، از این که قنائی در کتابش این دعا را نقل فرموده و سید بن طاووس(رحمه الله) از او نقل می کند، یقین حاصل می شود که این دعا معتبر است و همواره آن را به جهت اعتبارش، در کتب معتبر دعایی شیعه نقل کرده اند.
3. مضامین و بخش های این دعا با عقل و نقل سازگار است و در شرح و تفسیر بخش های آن، ادعیه مشابه دیگر را ذکر می کنیم، ضمن آن که تمام بخش ها و جملات این دعا، در ادعیه دیگر نیز وارد شده که عبارتند از:
الف) این دعا در ساعت آخر هر روز (از هنگام زردی آفتاب تا غروب) که به امام عصر اختصاص دارد، وارد شده است.
یا من توحّد بنفسه عن خلقه... و کن له ولیاً و حافظاً و ناصراً و قائداً و کالئاً و ساتراً حتی تسکنه ارضک طوعاً و تمتعه فیها طویلاً یا ارحم الراحمین و لاحول و لا قوة الا بالله العلی العظیم... . 
ب) بعد از نماز صبح روز جمعه دعای نسبتاً طولانی وجود دارد که بخشی از آن این چنین است:
اللهم و کن لولیک فی خلقک ولیاً و حافظاً و قائداً و ناصراً حتی تسکنه ارضک طوعاً و تمتعه منها طویلاً و تجعله و ذرّیّته فیها الائمة الوارثین... . 
بنابراین، از هم سو بودن این دعا با دعاها و زیارات دیگر در می یابیم که این دعای شریف معتبر بوده و از سوی معصوم(علیه السلام) صادر شده است.

مقدمه دعای سلامت

در آغاز این دعا، جملاتی بیان شده است که فضا، زمینه و شأن آن را روشن می کند. امام(علیه السلام) می فرماید:
تکرر [کرر] فی لیلة و ثلث و عشرین من شهر رمضان هذا الدعا، ساجداً و قائماً و قاعداً و علی کل حال و فی الشهر کله، و کیف ما امکنک و متی حضر من دهرک تقول بعد تمجید الله تعالی و الصلوة علی النبی محمد(صلّی الله علیه و آله)...؛
این دعا را در شب بیست و سوم ماه رمضان در حال سجده، ایستادن، نشستن و در همه حال و بلکه در همة این ماه تکرار کن، بلکه تا زمانی که زنده هستی، بعد از تمجید خداوند متعال و صلوات بر پیامبر(صلّی الله علیه و آله)می گویی... .
از این مقدمه نتیجه می گیریم:
1. از شرایط مقدماتی دعا، تمجید و تکریم پروردگار متعال و درود و سلام بر آخرین پیامبر و اهل بیت(علیهم السلام) است.
2. در بهترین ماه و شب سال (ماه رمضان و شب قدر) و در همه حال، باید برای امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) دعا کرد که واسطه فیض و سبب متصل بین زمین و آسمان است. در شب قدر، سرنوشت همة انسان ها به محضر و امضای امام می رسد، پس شایستگی دارد انسان، دعاهایش را به او اختصاص دهد، زیرا او صاحب شب قدر است. 
3. دعا کردن برای ولی نعمت و امام زمان ساعت خاصی ندارد، بلکه باید تمام لحظات را با یاد او باید سپری کرد.
4. تکرار این دعا در هر شبانه روز و در نمازها، شایسته و مناسب است.
از این رو، بزرگان و عاشقان یوسف زهرا(علیها السلام) نمازهایشان را با دعا برای امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) مزیّن می نمودند.
این دو خاطره گویای این حقیقت است که علما و مراجع آن را بسیار اهمیت می دهند. یکی از علمایی که در گسترش فرهنگ مهدویت و مبارزه با فرقه های انحرافی آن در ایران زحمت بسیار کشیده، می گوید:
برای زیارت امیرالمؤمنین حضرت علی(علیه السلام) به نجف اشرف رفتم و در نماز آیت الله العظمی خویی(رحمه الله) شرکت کردم. ایشان در قنوت نماز، دعای «اللهم کن لولیک...» را خواندند. من به لحاظ این که سالیان زیادی در ایران برای رواج این دعا فعالیت می کردم، بسیار خوش حال شدم که یک مرجع تقلید آن هم در نجف اشرف، این دعا را می خوانند. لذا وقتی به منزل ایشان رفتم، عرض کردم: آقا جان، من از شما تشکر می کنم که این دعا را در قنوت نماز واجبتان می خوانید. زیرا من برای رواج این دعا بسیار تلاش کردم و الحمدلله آثار آن را می بینم و خواندن شما نیز درس بزرگی برای دیگران است.
ایشان گفتند: «من قبل از فعالیت های شما این دعا را در نمازهایم می خواندم. حدود پنجاه سال است که این دعا را در نمازهایم می خوانم و با آن انس دارم.» 
درباره آیت الله بهاء الدینی نیز نوشته اند که ایشان در قنوت نمازهایشان، آیات نورانی قرآن کریم و دعاهای مرسوم را می خواندند تا این که نوع دعا، کلمات و عبارات ایشان تغییر کرد و هرگاه دست های خود را مقابل صورت می گرفتند، برای حضرت مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) این گونه دعا می کردند: اللهم کن لولیک...، در فرصت مناسبی از ایشان، علت تغییر دعا را می پرسند. معظم له در یک جمله کوتاه می گویند: «حضرت پیغام دادند، در قنوت به من دعا کنید.» 

متن دعا

این دعا به سه گونه بیان شده است:
 اللهم کن لولیک فلان بن فلان فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عیناً [عونا]، حتی تسکنه ارضک طوعاً و تمتّعه فیها طویلاً؛ 
پروردگارا! برای ولیّ خودت حضرت حجت بن الحسن، در این ساعت و در تمامی ساعات، سرپرست و حافظ و پیشوا و یاور و راهنما و نگهبان باش؛ تا او را در حالی که مردم میل و رغبت دارند بر روی زمین ساکن گردانی، و بهره مندی او را در زمین طولانی فرما. 
 اللهم کن لولیک القائم بامرک، محمد بن الحسن المهدی علیه و علی آبائه افضل الصلاة و السلام فی هذه الساعة و فی کل ساعة ولیاً و حافظاً و قاعداً و ناصراً و دلیلاً و مؤیداً، حتی تسکنه ارضک طوعاً و تمتعه فیها طولاً و عرضاً...؛ 
پروردگارا، برای ولیّت که قائم اوامرت است، حضرت محمد بن الحسن المهدی ـ که بر او و بر پدرانش برترین سلام ها و درودها باد ـ در این ساعت و تمامی ساعات، سرپرست و حافظ و پیشوا و یاور و راهنما و تأیید کننده باش تا او را در حالی که مردم میل و رغبت دارند بر روی زمین ساکن گردانی و او را در طول و عرض آن بهره مند گردان...!
 اللهم یا ذا المجد الشامخ و السلطان الباذخ، صل علی محمد و آل محمد و کن لولیک و ابن ولیک محمد بن الحسن المهدی فی هذه الساعة ولیّاً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دلیلاً و عوناً و عیناً و معیناً حتی تسکنه ارضک طوعاً و تمتعه فیها طویلاً... 
پروردگارا، ای صاحب شکوه و عظمت بلندمرتبه و سلطنت والا، بر محمد و آل محمد درود فرست و برای ولی و فرزند ولی خود، محمد بن حسن مهدی، در این ساعت سرپرست و حافظ و پیشوا و یاور و راهنما و مددکار و نگهبان و کمک رسان او باش! تا او را درحالی که مردم میل و رغبت دارند، بر روی زمین ساکن گردانی و بهره مندی او را طولانی گردانی.

اللهم

آغاز هر کاری با یاد و نام پروردگار متعال، آثار و برکات فراوانی دارد. چنین کاری نشان می دهد که آغاز کننده ذات بی همتای الهی را مسبب تمام امور می داند و تنها از او استعانت می جوید. بنابراین، دعای فرج نیز با نام پروردگار شروع می شود.

کن

خواندن و خواستن خداوند متعال با این گونه الفاظ و به این سبک، در دعاهای دیگر نیز وارد شده است. این گونه درخواست در دعاهای دیگر، هم در حق خود و هم در حق دیگران، حتی ولی زمان(علیه السلام) نیز وجود دارد که به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم:

الف) در حق خود

اللهم کن لی عوناً و معیناً؛ پروردگارا برای من کمک و یاور باش! 
اللهم کن لی ولیاً و حافظاً و ناصراً و معیناً؛ پروردگارا، برای من ولی، حافظ، ناصر و یاور باش! 
اللهم کن بی حفیاً؛ خدایا، پشتیبان من باش! 
اللهم کن لی جاراً من کل جبار عنید؛ خدایا، در برخورد با هر دشمن ستم گری همراه من باش! 

ب) در حق دیگران

اللهم کن الطالب لها ممّن ظلمها و استخّف بحقّها؛ 
پروردگارا، طالب حق او (حضرت زهرا(علیها السلام)) باش از کسانی که ظلم به او کردند و حقش را سبک شمردند!
اللهم کن انت الشهید علیهم؛ 
پروردگارا! شاهد بر اعمال آنان باش.
اللهم کن لنا و لاتکن علینا؛ 
پروردگارا، برای ما باش و علیه ما مباش!
لفظ «کن» آیه شریفه «کن فیکون» را تداعی می کند و حکایت از سرعت در اجابت دارد. بنابراین، شایسته است در حق ولی نعمت و صاحب این عصر نیز چنین دعا کرد؛ همان طور که در این دعای شریف و دعاهای مشابه آن، این تعبیر به چشم می خورد.

ج) در حق صاحب الزمان

 اللهم کن لفلان بن فلان عوناً... ؛ خدایا، یاور امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) باش! 
 اللهم کن لولیک فی خلقک ولیاً؛ پروردگارا، ولی خودت را ولی باش! 
«ولیاً و حافظاً...» خبر فعل «کن» است که درخواست های دعا کننده را شامل می شود. این شش کلمه و درخواست همه یک حقیقت را دنبال می کنند و آن هم سلامت امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) است.

لولیک

«ولی» در لغت به معنای نزدیکی، قرب و مباشر است. چنان که در عرب می گویند: «تباعدنا بعد ولی؛ یعنی بعد از نزدیکی دور شدیم». بنابراین، بین دو چیز بسیار نزدیک به هم ـ که فاصله ای نباشد ـ از این لفظ استفاده می شود.
«ولی» در اصطلاح متون دینی و اسلامی براساس آیات و روایات، خصوصاً واقعه غدیر خم و حدیث «من کنت مولاه فهذا علی مولا» به معنای سرپرست است. بنابراین، «ولی» را درباره معصومان(علیهم السلام) به معنای دوست انگاشتن، بزرگ ترین جفا بر کلمة «ولی» در طول تاریخ محسوب می شود که برخی از انسان ها را از مسیر هدایت دور کرده است. 
معصومان(علیهم السلام)، هم خود و هم فرزندان و جانشینان خود را با این کلمه معرفی نموده اند. مانند این که امام رضا(علیه السلام) در دعا برای فرزندش امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) عرضه می دارد: «اللهم ادفع عن ولیک...». 
بنابراین، ولی در اصطلاح به معنای سرپرست، و در لغت به آن دو چیزی می گویند که آن چنان به هم نزدیک هستند که فاصله ای بین آنها نیست. لذا، خداوند ولی مؤمنان است و آنها هم ولی خدایند. همان طور که در آیات قرآن کریم می خوانیم: «الله ولی الذین آمنوا» و «ألا انّ اولیاء الله...». 
ولایت بین امام(علیه السلام) و خداوند متعال، دو سویه است؛ امام(علیه السلام)، قرب، پیوند و اتصال به پروردگار هستی دارد و تأثیر و تأثر می پذیرد. امام(علیه السلام) هم ولی و هم نزدیک به خداست، اما خداوند متعال در پی این قرب، تنها تأثیر می گذارد و تأثیرپذیر نیست.
بنابراین، اگر گفته می شود، امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) ولی خداست، در لغت یعنی نزدیک ترین خلق به خداوند که در این عصر است، و در اصطلاح به معنای نماینده و خلیفه الهی به شمار می آید که از طرف خداوند متعال سرپرست بر مردم معرفی شده است.

الحجة بن الحسن

این بخش در برخی از متون با لفظ «فلان بن فلان» و برخی دیگر به اسم مخصوص حضرت آمده است. با توجه به این که برخی از علمای شیعه، تصریح به اسم خاص امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) را جایز نمی دانند، درباره لقب «حجت بن الحسن» به طور مختصر توضیح می دهیم: حجت به معنای دلیل و برهان است، یعنی خداوند متعال به وسیله امام(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) بر بندگانش، احتجاج می کند، و بندگان هم به واسطه امام(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) اقامه دلیل می کنند؛ مثلاً خداوند متعال به بندگان می فرماید: مگر حجت من این مسئله را بیان نکرد؟ بندگان هم عرضه می دارند: پروردگارا، حجت تو چنین بیان فرمود و ما به واسطه سخنان او چنین و چنان کردیم!
بنابراین، امام(عجّل الله تعالی فرجه الشریف)حجت الهی است به همین دلیل، در دعای معرفت عرضه می داریم:
اللهم عرّفنی حجتک فان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی؛ 
پروردگارا، حجتت را بر من معرفی فرما! چرا که اگر حجت تو را نشناسم، در دینم گمراه می شوم.
لفظ شریف «حجت» از القاب خاصه امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) است. هنگامی که «حجت» یا «حجت الله» گفته می شود، ذهن ها و فکرها به یاد آخرین حجت الهی منصرف می گردد. در بسیاری از ادعیه، زیارات و روایات با همین لقب نورانی یاد می شود. هم چنین مراد در روایاتی که قرینه و شاهدی ندارد امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) است، چنان که نقش انگشتر ایشان هم «انا حجة الله» و به روایت دیگری «انا حجة الله و خالصته» است.
بنابراین، او حجت الهی و آخرین حجت پروردگار عالمیان و فرزند یازدهمین پیشوای برحق، امام حسن عسکری(علیه السلام) است. به اتفاق تمام شیعیان در سحرگاه نیمه شعبان، سال 255 هجری قمری پا به عرصه وجود گذاشت، و جهان را با نور خود منور کرد.
در این باره، روایاتی در منابع مهم شیعه هست از جمله حکیمه دختر امام جواد(علیه السلام) می گوید: 
حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام) کسی را دنبال من فرستاد و به من فرمود: عمه جان، امشب که شب نیمه شعبان است، افطار نزد ما باش! 
فان الله تبارک و تعالی سیظهر فی هذه اللیلة الحجة و هو حجته فی ارضه... ؛
به درستی که خدای تبارک و تعالی، به زودی در امشب حجت را ظاهر می سازد، و او حجت پروردگار بر روی زمین است... . 

صلواتک علیه و علی آبائه

از وظایف و تکالیف بندگان درباره آن حضرت، درود فرستادن بر ایشان است. با توجه به آیه شریفه «ان الله و ملائکته یُصلّون علی النبی...» روشن می شود که:
الف) خداوند متعال بر پیامبرش «صلوات» می فرستد. این «صلوات» که جمع «صلوة» است، هرگاه به خداوند متعال نسبت داده شود، به معنای فرستادن رحمت و هرگاه به فرشتگان و مؤمنان منسوب گردد، به معنای طلب رحمت است. 
ب) از تعبیر «یصلون» که فعل مضارع و دلیل بر استمرار است، فهمیده می شود که خداوند متعال همیشه و پیوسته رحمت و درود می فرستد. 
بنابراین، صلوات الهی بر امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) و پدران گرامی ایشان، به معنای فرستادن رحمت و برکت بی کران است.
در دعای عهد مشابه همین کلام را عرضه می داریم: «صلوات الله علیه و علی آبائه الطاهرین» و چه زیباست که در دعای عهد از خداوند متعال می خواهیم، از جانب همه مردان و زنان مؤمن در مشرق و مغرب زمین، در کوه و صحرا و دشت و دریا و از جانب دعاکننده و پدر و مادر به وسعت و اندازه عرش و کلمات الهی و به قدر آن چه بر آن احاطه دارد (یعنی بی نهایت) صلوات فرستاده شود.
در دعای افتتاح از خداوند می خواهیم: «اللهم و صل علی ولی امرک القائم»؛ در دعای روز عید فطر عرضه می داریم: «اللهم صل علی ولیک المنتظر»؛ در پگاه هر جمعه در دعای ندبه از پروردگار متعال می خواهیم: «اللهم صل علی حجتک و ولیّ امرک»؛ در دعای صلوات هم می گوییم: «اللهم صل علی ولیک و ابن اولیائک». 
صلوات الهی بر امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) واضح است زیرا خداوند متعال بر مؤمنان نیز علاوه بر فرشتگان جدا صلوات می فرستد. در آیه شریفه:
«هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ وَمَلَائِكَتُهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ»؛ خداوند متعال جدا، فرشتگان جدا، بر مؤمنان درود می فرستند تا آنها را از ظلمت ها خارج کنند و به نور برسانند.
درود الهی بر معصوم(علیه السلام) که نور و مصداق کامل «وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ»، رحمت به شمار می آید، زیرا محتاج رحمت الهی است.
از مرحوم علامه طباطبایی(رحمه الله)، سؤال کردند که معصوم(علیه السلام) به درود و صلوات نیازی ندارد، چرا صلوات می فرستیم؟ ایشان فرمودند:
صلواتی که ما می فرستیم، اولاً از خودمان چیزی اهدا نمی کنیم بلکه به خدا عرض می کنیم و از او می خواهیم که بر پیامبر و خاندانش رحمت ویژه بفرستد؛ ثانیاً گرچه این خاندان نسبت به ما محتاج نیستند، ولی به ذات اقدس اله که نیازمندند و باید دائماً فیض الهی بر آنان نازل شود. ما با این صلوات، خود را به این خاندان نزدیک کرده ایم، مانند آن که اگر باغبانی در باغی که همة گل ها و میوه هایش مِلک صاحب باغ است، کار کند و از صاحب باغ حقوق بگیرد، روز عید یک دسته گل از باغ تهیه کند و به حضور صاحب باغ ببرد، آیا عمل او موجب تقرب به صاحب باغ هست یا نه؟ مسلماً هست. این عمل نشانه ادب باغبان است. صلوات هم ادب ما را ثابت می کند والّا ما که از خودمان چیزی نداریم بلکه از ذات اقدس اله مسئلت می کنیم، به مراتب و درجات این بزرگواران بیفزاید، و همین عرض ادب برای ما تقرب است. 

سرّ صلوات

اسرار، آثار و فواید صلوات، خصوصاً در مقام دعا بسیار است که زین العابدین و سید الساجدین این نوع روش را آموزش داده اند. اما یکی از رازهای آن در این مقام که وقتی رحمت به حضرت نازل شد، به دیگران هم می رسد چون او مجرای فیض است و اگر بخواهد خیری به دیگران برسد، باید نخست بر ایشان که رحمت خاصه اند، نازل شود و سپس به دیگران برسد. بنابراین، مرحوم علامه طباطبایی(رحمه الله) فرمودند:
معنای صلوات بر محمد و آل محمد(علیهم السلام) این است که خدایا! رحمتت را برای آنان فرو فرست که از آنان به ما برسد. اگر بخواهد رحمتی ببارد، ابتدا بر این خاندان می بارد و سپس به دیگران می رسد. بنابراین، طلب رحمت کردن مستلزم اجابت دعاست. 
صلوات در این دعا انشایی است، نه اخباری. علاوه بر این که صلوات موجب رحمت الهی بر امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) است، و آثار آن متوجه جهانیان نیز می شود، همان طور که این کیفیت در درود سرداب مقدس منعکس شده است:
اللهمّ صلّ علیه صلوة تظهر بها حُجّته و تُوضحُ بها بهجته و ترفع بها درجته و تؤیّدُ بها سلطانه و تعظّم بها برهانه و تشرّف بها مکانه و تُعلی بها بنیانه و تعزّ بها نصره و ترفع بها قدره و تُسّمی بها ذکره و تظهر بها کلمته و تکثّر بها نصرته و تعزّ بها دعوته و تُزیدُهُ بها اکراماً و تجعله للمتقین اماماً و تُبلّغُهُ فی هذا المکان مثل هذا الاوان و فی کل مکان منا تحیةً و سلاماً لایبلی جدیده؛ 
بارالها، آن طور بر او درود فرست که حجت و دلیلش؛ شادمانی و تازگی اش را آشکار گردانی و درجه اش را بالا بری و سلطنتش را تأیید و تقویت کنی و دلیل و برهانش را معظم و جایگاهش را شریف، و اساس و بنیان او را بلند مرتبه، و یاری او را کامل و بزرگ گردانی و ارزش او را بالا بری و یادش را نمودار و کلمه اش را آشکار گردانی؛ هم چنین درود تو باعث افزایش یاری اش، عزت مندی دعوتش، افزایش کرامتش و پیشوا شدن او برای پرهیزگاران شود! در این جا و این لحظه و در هر جای دیگری از ما به او سلام و احترامات ویژه ای برسانی که جدید آن کهنه نگردد.
باد صبا اگر گذری از دیار عشق
پیغام ما به مهدی صاحب زمان رسان
بر گو که قلب شیعة تو سخت خسته است
بازآ و مرهمی به دل شیعیان رسان

فی هذ ه الساعة و فی کل الساعة

در این بخش، دعاکننده از پروردگار متعال خواستار سلامت و نصرت امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) است که در همین لحظات شیرین و معنوی متوجه افق وسیع تری می شود و آن را درخواست می کند: پروردگار! در همه ساعات و لحظات، سلامت، نصرت، حمایت و لطف بی کرانت را شامل آخرین امام(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) بگردان.
وقتی انسان با دریای رحمت الهی آشنا می شود و وسعت کرم و لطف او را مشاهده می کند، درخواست و تمنایش نیز وسیع می گردد. بنابراین در ادعیه و زیارات، الفاظ «کثیراً، متتابعاً، سرمداً، دائماً، ابداً و...» به چشم می آید. هم چنین به جای آن که فقط از ناحیه خودش دعا و سلام برساند، عرضه می دارد:
اللهم بلغ مولانا... عن جمیع المؤمنین و المؤمنات فی مشارق الارض و مغاربها، سهلها و جبلها... من الصلوات زنة عرش الله و مداد کلماته و ما احصاه علمه و احاط به کتابه...؛ 
اما عین و مثل این جملات نیز در ادعیة دیگر وارد شده است. برای نمونه، در دعای روز عرفه عرضه می داریم:
اللهم صلّ علی محمد و علی اهل بیته... فی هذه الساعة و فی کل الساعة تحیة کثیرة؛
خدایا، بر محمد و آل محمد(صلّی الله علیه و آله) در این ساعت و همة ساعات درود فراوان برسان!
در زیارت جامعه عرضه می داریم:
اللهم فبلّغ أرواحهم و أجسادهم فی هذه الساعة و فی کل الساعة؛ و فی کل وقت و اوان و حین و زمان منّا السلام و اردد علینا منهم السلام؛ پروردگارا! به ارواح پاک و بدن های مطهر ائمه(علیهم السلام) در این لحظه و تمام وقت ها و زمان ها از ناحیة ما سلام برسان و سلام آنها را هم به ما برگردان.
از آن جایی که تبرّی نیز مانند تولّی از واجبات دین اسلام به شمار می آید، این گونه درخواست نیز در تبرّی منعکس شده است. در زیارت امام حسین(علیه السلام) و در بخش لعن بر دشمنان او عرضه می داریم:
لعن الله قاتلک و جدّد علیهم العذاب فی هذه الساعة و فی کل ساعة؛
خدا قاتل (امام حسین) را لعنت کند و عذاب را در این ساعت و تمام ساعات تجدید فرماید.

ولیاً

همان طور که قبلاً یادآور شدیم، «ولی» در لغت به معنای قرب و در اصطلاح به معنای سرپرست است.
علامه طباطبایی(رحمه الله) در بیان معنای ولایت می گوید:
برای ولایت معانی زیادی ذکر کرده اند، اما اصل در معنای آن از بین رفتن واسطه بین دو شیء به نحوی که آن چه بین آن دو از آنان نیست، فاصله ایجاد نکند. 
ایشان با توجه به موارد به کار برده شده در متون آیات و روایات می نویسد:
کلمه ولایت با توجه به موارد استعمال آن در قرآن و بیان اهل بیت(علیهم السلام) و غیره عبارت است از نزدیکی و قرب خاصی که براساس آن، نوع خاصی از تصرف و مالکیت و حاکمیت و تدبیر و تصدّی پا می گیرد. 
بر این اساس، دعا کننده با گفتن این واژه از خداوند متعال می خواهد که سرپرستی برای امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) ادامه یابد.
به عبارت دیگر، تمام انسان ها حتی مؤمنان هم محتاج سرپرستی خداوند متعال هستند. بنابراین قرآن کریم می فرماید:
«الله ولی الذین آمنوا»؛ خداوند، ولی و سرپرست کسانی است که ایمان آورده اند.
امامان معصوم(علیهم السلام) نیز سرپرستی الهی می خواهند. امام علی(علیه السلام) هم در مناجات های فراوانش، عرضه می دارد:
ولا تولّنی غیرک؛ پروردگارا، سرپرستی ام را به کسی جز خودت مسپار!
امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) نیز از خداوند متعال خواهان سرپرستی است. در دعای ماه رجب ایشان آمده: «ولا تکلنا الی غیرک؛ پروردگارا، ما را به غیر خودت وامگذار!»
عاشقان امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) در این دعا، یک خواسته با واژه های مترادف بیان می کنند. اما تقدم و تأخر این واژه ها بی حکمت نیست.
چرا اولین واژه، لفظ «ولیاً» است؟ قطعاً تقدم این لفظ بر سایر کلمات، راز و رمزی دارد و آن عظمت، شرافت، گستردگی و عمق این لفظ بر سایر الفاظ است. دعاکننده، شش لفظ برای خبر «کانَ» استفاده می کند که عبارتند از «ولیاً»، «حافظاً»، «قائداً»، «ناصراً»، «دلیلاً» و «عیناً».
با نگاهی اجمالی به ظاهر و مفهوم این کلمات، روشن می شود که پربارترین و جامع ترین این کلمات، واژه «ولیاً» است، زیرا هنگامی که خداوند متعال ولی و سرپرست شخصی شد قطعاً او را حفظ، رهبری، نصرت و حراست می کند. بنابراین، احتمال می رود حکمت تقدم «ولیاً» بر دیگر واژه ها، همین مسئله (جامعیت) باشد.
ضمن آن که کاربرد این واژه با روح، حکمت و ضرورت دعا، هم آهنگی خاصی دارد. یعنی دعاکننده می داند که ولی و سرپرست تمام موجودات این عصر، محتاج سرپرست الهی است و همه خلایق در ذات خود، فقیر و محتاج پروردگار هستند.

و حافظاً

این بخش حفظ و حمایت الهی را برای امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف)، حافظ اسرار الهی خواستار است. این دعا که به دعای سلامت مشهور است، با این بخش کاملاً رخ می گشاید.
اما آیا امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) نیز مانند سایر انسان ها بیمار و یا دچار مشکل می شود؟
بر اساس روایات، امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) مانند دیگران، زندگی طبیعی در میان مردم دارد و همان طوری که پیامبران الهی و دیگر ائمه(علیهم السلام) به بیماری یا مشکلات دیگر دچار می شدند، امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) نیز ممکن است به همین صورت باشد. بنابراین، دعا و صدقه برای سلامت امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) بی مورد نیست.
امامان نور(علیهم السلام) هم در زیباترین حالات خود (مناجات) برای حفظ و سلامت امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) دعا کرده اند. امام زین العابدین و سید الساجدین(علیه السلام) برای حفظ ایشان این گونه مناجات می کنند: «واحمه بحفظک؛ او را در پناه خود حفظ فرما».
امام رضا(علیه السلام) پیوسته به دعا کردن برای امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) به وسیله خواندن این دعا، امر می فرمودند:
اللهم ادفع عن ولیک... و اعذه من شرّ جمیع ما خلقت و برات و نشات و صورت و احفظه من بین یدیه و من خلفه و عن یمینه و عن شماله و من فوقه و من تحته بحفظک الذی لا یضیع من حفظته به؛ 
خداوندا، هرگونه بلا را از ساحت ولی خود دور گردان... و او را در پناه خود از شر تمام آن چه آفریده و ایجاد و انشا و صورت گری فرموده ای محفوظ بدار، و او را از پیش رو و پشت سر و راست و چپ و از بالا و پایین محفوظ بدار، حفظ کردنی که هرکس را آن طور محفوظ گردانی از بین نرود!
در دعای «صلوات» نیز عرضه می داریم:
اللهم اعذه من شرّ کل باغ و طاغ و من شر جمیع خلقک و احفظه من بین یدیه و من خلفه و عن یمینه و عن شماله و احرسه و امنعه ان یوصل الیه بسوء؛ 
خدایا، او را (امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف)) از زیان و بدی و تمام ستم گران و طاغوت ها و سرکشان و از بدی و زیان همه آفریدگانت در پناه خود محفوظ بدار و او را از پیش روی، پشت سر، راست و چپ نگهبانی کن، و پاسداری و نگه دارنده اش باش تا هیچ گزند و بدی به او نرسد!
امام جواد(علیه السلام) می فرمایند: 
بعد از هر نماز واجب بگو:اللهم ولیک فلان فاحفظه من بین یدیه و من خلفه و عن یمینه و عن شماله و من فوقه و من تحته؛  
خداوندا، ولیّت (امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف)) را در پیشگاه خودت از پیش رو و پشت سر و از سمت راست و چپ و از بالا و پایین حفظ بفرما!
امام حسن عسکری(علیه السلام) هم، در قنوت نمازهایشان این گونه دعا می فرمایند:
فاجعله اللهم فی حضانة من بأس المعتدین... و اجعله اللهم فی أمن مما یشفق علیه منه... و رُدّ عنه من سهام المکائد ما یوجهه اهل الشنان الیه؛ 
خداوندا، او (امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف)) را در پناه گاهی قرار ده تا از شرّ متجاوزان در امان باشد! خدایا، او را از چیزهایی در امان بدار که برایش می ترسیم، و تیرهای نیرنگ را که کینه توزان و بدخواهانش به سوی او پرتاب می کنند، برطرف ساز!
چرا همواره برای سلامت و حفظ امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) از همه بلاهای آسمانی و زمینی دعا می شود؟ چرا باید برای سلامت ایشان و حفظ وجود نازنین او، این گونه دعا کرد؟

فلسفه دعای سلامت

امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) واسطه فیض و محور عالم هستی است. اگر او نباشد، هیچ مخلوقی حق حیات ندارد. بنابراین، جهان هستی وابسته به اوست و دراین باره روایات فراوانی وجود دارد.
پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله و سلّم) خطاب به امیرالمؤمنین(علیه السلام) فرمود:
إنّی واحد عشر من ولدی و انت یا علی زَرُّ الارض، بنا أوتد الله الارض أن لاتسیخ بأهلها، فإذا ذهب الاثناعشر من ولدی ساخت الارض لأهلها و لم ینظروا؛ من و یازده تن از فرزندانم و تو ای علی! لنگرهای زمین هستیم. خداوند به وسیلة ما زمین را استوار کرده که ساکنانش را در دل خود فرو نبرد. هنگامی که دوازده فرزندم از روی زمین بروند، زمین ساکنانش را در دل خود فرو می برد و به آنها مهلت داده نمی شود.
امام زین العابدین(علیه السلام) هم در یک روایت طولانی می فرماید:
و بنا یمسک الارض أن تمید بأهلها و بنا ینزل الغیث و بنا ینشر الرحمة و یخرج برکات الارض ولولا ما فی الارض منا لساخت بأهلها؛ 
خداوند به وسیلة ما نمی گذارد که زمین، اهل خود را پریشان سازد و به وسیلة ما باران را می فرستد و به وسیلة ما رحمتش را می گستراند و به وسیلة ما برکات زمین را خارج می سازد و اگر امامی از ما بر روی زمین نبود، زمین اهل خود را در کام خود فرو می برد.
امام باقر(علیه السلام) هم در این باره می فرماید:
لو ان الامام رفع من الارض ساعة لماجت بأهلها کما یموج باهله؛ اگر یک ساعت امام از روی زمین برداشته شود، زمین ساکنانش را درنوردد، آن چنان که دریا [به هنگام طوفان] ساکنانش را درمی نوردد.
در کتاب او خواهد آمد هجده روایت در این باره به همراه تحلیل زیبایی ذکر شده است. هم چنین در کتاب امامت و مهدویت شش توجیه و تحلیل در این باره وجود دارد. علاوه بر این مطالب، علت و حکمت حفظ امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف)، حفظ نبوت، امامت و دین الهی است. چنان چه او سالم و پا برجا باشد، هدف ارسال رسل و انزال کتب تحقق می یابد.
امام رضا(علیه السلام) در ادامه دعایی که ذکر گردید با اشاره به همین حقیقت می فرماید:
و احفظ فیه رسولک و آبائه ائمتک و دعائم دینک؛ خدایا، در وجود مبارک او (امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف)) پیامبرت و پدرانش را که امامان منصوب از ناحیة خودت و ستون های دینت هستند، حفظ فرما!
او ادامه رسالت، نبوت و امامت است. دعا برای سلامت ایشان، دعا برای سلامت تمام دست آوردهای وحیانی و آسمانی است. البته پروردگار متعال هم برای حفظ او تدابیری به کار بسته و می بندد، وانگهی انسان ها نیز وظیفه دارند از خداوند متعال برای آخرین حجت(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) از طریق اصول آن، سلامت و تن درستی درخواست نمایند.

راه های سلامت

پروردگار متعال همواره در طول تاریخ برای حفظ اولیای خود از وسایل و اسبابی استفاده کرده است: به آتش فرمان می دهد بر ابراهیم(علیه السلام) گلستان شود، و به رود خروشان دستور می دهد، صندوق حامل موسی(علیه السلام) را به سلامت به کاخ فرعون برساند، و حضرت عیسی(علیه السلام) را به آسمان بالا می برد، و برای حفظ جان اشرف مخلوقات به عنکبوت دستور تنیدن و به کبوتر فرمان لانه سازی بر دهانة غار می دهد و در جنگ ها، ملائک را به یاری می فرستد. با وجود این، تمام انسان ها در تمام دوران ها وظیفه دارند، برای حفظ ولی زمان، جان فشانی کنند. کامل ترین و بارزترین نمونه، جان فشانی امیرالمؤمنین(علیه السلام) در «لیلة المبیت» است.
همان راه هایی که برای حفظ و سلامت انبیا و اولیای گذشته وجود داشته، در مورد آخرین حجت الهی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) نیز وجود دارد. تمام انسان های عصر امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) به تلاش برای حفظ ایشان از تمام حوادث و آسیب ها موظف هستند که نمونه کوچکی از این وظیفه در قالب دعا نمایان شده است.
امام رضا(علیه السلام) به پسر مقاتل می فرماید: 
آن طور که مردم (اهل سنت) در قنوت دعا می کنند، دعا مکن، بلکه بگو:
اللهم أصلح عبدک و خلیفتک بما أصلحت به أنبیائک و رسلک و حفّه بملائکتک و أیّده بروح القدس من عندک و اسلکه من بین یدیه و من خلفه رصداً یحفظونه من کل سوء؛ 
خدایا، کار بنده و خلیفه ات (امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف)) را سامان ده به آن چه کار پیامبران و فرستادگانت را سامان دادی و فرشتگانت را پیرامونش قرار ده، و او را به روح القدس از سوی خویش تأیید فرما تا از پیش رو و پشت سرش او را از هر بدی محفاظت کنند!
خداوند متعال به دیگر امامان معصوم(علیهم السلام) هم عناصری برای حفظ بخشیده بود. امام موسی بن جعفر(علیه السلام)، در روایتی درباره آیه شریفه «وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ» و آیه «لَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنصُرُه» صبر و انتظار را دو عامل حفظ، بیان کرده درباره این آیه می فرماید:
هم الائمة(علیهم السلام) و هم الاعلام ولولا صبرهم و انتظارهم الامران یأتیهم من الله تعالی قتلوا جمیعاً؛ 
منظور در آیه شریفه، ائمه(علیهم السلام) هستند و اگر صبر و انتظار آمدن امر الهی را نداشتند همه کشته می شدند.
این دو عامل (صبر و انتظار) در حقیقت یکی از راه ها و روش های حفظ و سلامت امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) به شمار می آید.
چه آسیب ها، و شرهایی وجود امام(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) را تهدید می کند؟ خداوند متعال امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) را از شرّ چه چیزهایی حفظ می فرماید؟ آیا ما شیعیان توان و لیاقت حفظ امام(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) را نداریم؟
خطرهایی برای امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) وجود دارد که شاید کمتر به ذهن کسی خطور کند. شیطان با تمام اعوان و انصارش، هر لحظه در حال نقشه کشیدن و اجرا کردن اهدافشان برای به عقب انداختن ظهور حضرت مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) هستند، زیرا ابلیس خوب می داند ظهور حضرت مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) مساوی با رجم شیطان و مرگش است.
امام هادی(علیه السلام) مصداق آیه شریفه «وَحَفِظْنَاهَا مِنْ كُلِّ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ» را روز ظهور بیان فرموده اند. 
هنگامی که شیطان از درگاه الهی رانده شد و تا روز قیامت مهلت خواست، خداوند او را تا وقت معلوم، مهلت داد؛ «قَالَ رَبِّ فَاََنْظِرْنِي إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ * قَالَ فَإِنَّكَ مِنْ الْمُنْظَرِينَ * إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ» 
در روایاتی از امام سجاد، امام صادق و امام رضا (علیهم السلام) وقت معلوم به ظهور امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) تطبیق و تأویل شده است.
از سوی دیگر، انسان ها تصور می کنند که برای دفاع از اهل بیت عصمت و طهارت آماده هستند، ولی تجربه تاریخ نشان می دهد، در عرصه امتحان، موفق و سربلند نبوده اند. چه بسا خود مسلمانان خطرهایی برای اسلام به وجود آورده اند و حتی برخی شیعیان به امام زمان خود آسیب هایی رسانده اند.
امام صادق(علیه السلام) در پاسخ به اسحاق بن عمار دربارة آیه شریفه «إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنْ الَّذِينَ آمَنُوا» می فرمایند:
نحن الذین آمنو و الله یدافع عنا ما اذاعت شیعتنا؛ آنهایی که ایمان آورده اند ما هستیم. خداوند متعال از ما دفاع می کند، به هنگامی که پیروان ما را اذیت کنند.
بنابراین، به شهادت تاریخ، برخی از شیعیان، نه تنها مدافع اهل بیت(علیهم السلام) نبوده اند و نیستند؛ بلکه در صف مقابل قرار گرفته و مجری طرح های شیطان شده اند. چه بسا کسانی امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) را نمی شناسند و خطری هم برای آن حضرت نمی آفرینند؛ ولی آنهایی که شیعه نامیده می شوند، در برابر حضرت صف آرایی می کنند و علیه اهداف و انگیزه های امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) اقدام می کنند و قلب او را ناراحت می سازند. همان طور که در توقیع شریف فرمود:
قد آذانا جهلاء الشیعة و حمقائهم، و من دینه جناح البعوضة أرجح منه؛ 
نادانان و کم خردان شیعه و کسانی که بال پشه از دین داری آنان محکم تر است، ما را می آزارند.

و قائداً

«قائد» به معنای رهبر، راهبر و پیشواست. دعاکننده از خداوند متعال می خواهد که راهبر و رهبر امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) باشد، زیرا تمام موجودات، محتاج عنایت پروردگار هستند. اگر خداوند متعال لحظه ای انسان را سرپرستی نکند و به حال و هوای نفسش واگذارد، طغیان می کند و از مسیر حق خارج می شود. بنابراین، اشرف مخلوقات، پیامبر مکرم اسلام(صلّی الله علیه و آله و سلّم)در هر روز عرضه می داشت:
الهی... لا تکلنی الی نفسی طرفة عین أبداً، فإنّک إن تکلنی إلی نفسی أقرب من الشر و أبعد من الخیر؛
خدایا، یک چشم برهم زدن مرا به خودم وامگذار! زیرا اگر به نفسم واگذار کنی به بدی خیلی نزدیک و از خوبی بسیار دور می شوم.
در دعایی هم از امام عصر(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) نقل شده است:
و لا تکلنا إلی غیرک؛
خدایا ما را به غیر خودت وامگذار! 
عاشق منتظر هم با الفاظ و عبارات مترادف از پروردگار می خواهد که ولی عصر(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) را سرپرستی کند. در حقیقت روح این دعا درخواست عنایت خاص الهی برای ولی زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) است.

و ناصراً

امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) ناصر دین، حق الهی و بی یاوران است، وانگهی چون بزرگ ترین و بهترین بنده است، به نصرت الهی نیز احتیاج دارد. از این رو، دعاکننده با گفتن این کلمه از خداوند متعال نصرت و یاری او را در همه برنامه ها و احوال می خواهد. این نوع درخواست در بسیاری از ادعیه مهدوی به گونه های متفاوت بیان شده که نمونه هایی از آن عبارتند از:
الف) امام محمد باقر(علیه السلام) می فرماید: 
در روز جمعه، عید فطر و قربان، به هنگام خروج از منزل برای خواندن نماز بگو: «... وانصره نصراً عزیزاً». 
ب) امام صادق(علیه السلام) در تعقیب نماز ظهر هنگام دعا عرضه می داشت:
اللهم ایّده بنصرک و انصر عبدک؛ 
خدایا، با یاری خودت او را تأیید کن و بنده ات را یاری نما!
و فرمود هرچه را ترک می کنی، این را ترک مکن و در هر صبح و شام بگو «... وانصر، نصراً عزیزاً». و به کسی که خواهان طول عمر و زیارت حضرت مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) بود، فرمود بگو: «... و عجّل لولیک الفرج و العافیة و النصر». 
ج) در دعای امام رضا(علیه السلام) نیز آمده است:
وانصر بنصرک العزیز... و ایّده بالنصر و انصره بالرعب؛ 
او را با نصر عزت مند، نصرت بده... او را مؤید به نصر و نصر به رعب بفرما!
در دعای دیگر نیز آمده است:
وانصره بنصرک العزیز نصراً عزیزاً؛ 
و به نصرت قوی و نیرومندت مقتدرانه یاری فرما!
د) امام حسن عسکری نیز در قنوت نمازهایش نصرت و یاری یادگار شایسته اش را این گونه طلب می نماید:
وانصره علی من عاداه؛ 
بر تمام دشمنانش پیروز گردان.
در بخشی دیگر می فرماید: 
فاشدد اللهم ازره بنصرک؛ 
خدایا، با یاری ات پشتش را محکم گردان!
هـ) در زیارت «آل یاسین» که به تعلیم ایشان است عرض می داریم: «اللهم انصره؛ بارالها، او را یاری فرما!»
بنابراین، بعید نمی نماید که درخواست «نصرت» تمنای فرج و ظهور حضرت باشد؛ اگرچه برخی از بخش های قبل و بعد، نصرت در عصر غیبت را نیز شامل می شود.

و دلیلاً

«دلیل» به معنای راهنماست. دعاکننده با گفتن این کلمه از خداوند متعال می خواهد که امام زمانش(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) را راهنمایی کند.
در حقیقت، روح این دعا که درخواست سلامت برای امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) است، با جملات و الفاظ متفاوتی بیان می شود. «دلیلاً» عطف بیان دیگری بر «ولیاً» است، یا تأکیدی دیگر بر درخواست سلامت. بر عارف و عاشق امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) سخت و گران است که ناخوشی و ناراحتی، غم و اندوه امام زمانش را فراگیرد و او سرگرم دنیای خویش باشد. در دعای ندبه آمده است:عزیز علیّ أن تحیط بک دونی البلوی.
وقتی سختی حقیقی باشد، نگرانی و اضطراب پیدا می شود. برای رفع تمام این تشویش ها، باید به آرام بخش دل ها و جان ها دل سپرد. بنابراین، دست به دعا برداشت و با بیان الفاظ متعدد، بر درخواست اصلی اصرار و پافشاری کرد و در هر شبانه روز، چندین بار در حالات مختلف، خواسته خود را بیان نمود.

وعیناً

واژه «عین» مشترک لفظی است و معانی متعدد دارد. بنابراین، در هر مورد به قرینه معیّنه نیاز است. «عین» نگهبان و ناظر معنا می شود. از خداوند متعال می خواهیم که نگهبان، ناظر و حافظ امام(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) در تمام لحظه ها باشد، زیرا اگر کسی پروردگار نگهبانش باشد، هیچ خطری او را تهدید نمی کند. بنابراین، امام زین العابدین(علیه السلام) برای امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) با این جمله دعا می فرماید: «و راعِهِ بعینک». 

ره یافت

با توجه به این که انسان در بهترین حالات، یاد امام در دل و جانش شکوفا می گردد و برای برترین مخلوق این عصر، بهترین واژه ها و خواسته ها را به زبان جاری می کند، در اقدام های عملی برای تحقق این خواسته ها چگونه باید باشد؟ آیا خواندن بدون خواستن توجیه پذیر است؟ حضرت علی(علیه السلام) می فرماید:
الداعی بلا عمل کالرامی بلا وتر؛ دعاکننده بدون عمل، به تیرانداز بدون زه می ماند.
چه زیباست در روایتی که همین مسئله بعد از انتظار فرج ذکر گردیده است. بنابراین، قلب و تمام اعضا و جوارح باید با زبان یک سخن و یک خواسته را داشته باشند. اگر کسی به همسر، همکار و... ظلم کند، و در دل شب بارها از خداوند متعال بخواهد که ظلم را از او دفع فرماید و ظالم را بر او مسلط نکند، هرگز این خواسته هایش پذیرای درگاه الهی نیست، زیرا او با عملش می گوید که ظلم خوب است.
به عبارت دیگر عمل نوعی دعاست؛ اگر کسی خیرخواه دیگران است با زبان بی زبانی از خداوند متعال می خواهد که به او خیر برساند. بنابراین، کسی که برای امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) دعای سلامت می خواند، باید در راه این خواسته نیز کوشا باشد، و از اعمالی که ره آورد سلامت برای امام زمان است، غافل نباشد، مانند صدقه دادن. 
صاحب مکیال المکارم وظیفه بیست و سوم و بیست و چهارم را به همین مسئله اختصاص داده و گفته که صدقه دادن به نیابت از آن حضرت و به قصد سلامت ایشان از وظایف منتظران است. 

حتی تسکنه ارضک طوعاً

سلامت امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) تا چه زمانی است؟ آیا درخواست سلامت مخصوص عصر غیبت است؟ دعاکننده، سلامت مولایش را در تمام لحظات تاریخ (غیبت و ظهور) می طلبد. بنابراین نخست «فی هذه الساعة و فی کل ساعة» را با تمام وجود بر لب می آورد. چنان که در این بخش «حتی» می گوید و غایتی در کلامش پیدا می شود در حقیقت این غایت داخل در مغیی است، یعنی خدایا، در عصر غیبت و حتی ظهور هم امامم را پشتیبان و سلامتش بدار!
هم اکنون امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) بر روی همین کره خاکی، حاکم و فرمان رواست، وانگهی سکونت ایشان به دلیل غیبت و کثرت دشمنان در حال اختفا و سختی است، تا روزی که ظهور نماید و تمام انسان ها از حضرت اطاعت کنند و از مخالفت ها و عنادهایی که در برخورد با سایر انبیا و اوصیای عظیم الشأن الهی وجود داشت اثر و خبری نباشد.
در حقیقت از لحاظ صرف و نحو «تسکنه» فعل و فاعل و مفعول، و «ارضک» مفعول دوم و «طوعاً» مصدر فعل «طاع، یطیع» به شمار می اید. حال برای مفعول دوم به معنای «طائعاً» یعنی انقیاد، رام شدن، گردن نهادن، مطیع شدن، فرمان برداری و فروتنی است. 
از آن جایی که حال باید مشتق باشد و «طوعاً» مصدر و جامد محسوب می شود، لذا به طائعاً که اسم فاعل و مشتق است تأویل می شود، و چون اسم فاعل از فعل لازم به شمار می آید، در واقع معنای مفعولی و مطاوعت دارد مثل ناجی یعنی نجات یافته و نازل یعنی فرود آمده. منظور و معنای این قسمت این است که دعاکننده از خداوند متعال می خواهد که زمین [مراد اهل زمین] را برای حضرت رام و فرمان بردار قرار دهد، چنان که در تأویل آیه 83 سوره آل عمران نیز همین معنا آمده است. 
به عبارت دیگر «طائعاً» صفت برای انسان ها و به این معناست که: آن گاه که امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) بر روی زمین ساکن و حاکم شود همگان با میل و رغبت، حاکمیت او را گردن نهاده، از جان پذیرایش باشند و هیچ اکراه و اجباری برای آنها نباشد، لذا دعاکننده از خداوند متعال می خواهد که عمر و سلامت امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) تا آن جا طولانی گردد که روزگار ظهور او و سکونت آن حضرت بر زمین در حال اطاعت مردم از او فرا رسد و پس از آن که مردم از اطاعتش سر باز می زدند، با میل و رغبت به اطاعتش درآیند.
البته احتمال دارد «طائعاً» صفت برای حضرت باشد و «طوعاً» به معنای عمل به دستورهایی که توأم با رغبت و خضوع است، یعنی عمر و سلامت امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) تا زمانی باشد که او در زمین الهی با میل و رغبت و اشتیاق، ساکن و حاکم شود. زیرا ظهور و حاکمیت بر زمین و اهل آن و اجرای احکام الهی، خواسته خداوند، هدف بعثت انبیا و آرزوی امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) است و به همین علت سکونت و حاکمیت بر ارض برای حضرتش، از روی میل و رغبت طلب می شود. 
در این عصر امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) بر روی زمین مستقر هستند، ولی به جهت سکونت نداشتن در یک محل و اطاعت نکردن و حتی نخواستن و تمرد از سرپرستی، ایشان به سفارش پدر بزرگوارشان در محل های مختلف در غیبت به سر می برند. و اصطلاحاً این نوع زندگی را که با استقرار و آرامش توأم نیست «سکونت» نمی گویند. 
امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) سفارش امام حسن عسکری(علیه السلام) را این گونه بیان می فرمایند:
ان ابی(علیه السلام) عهد الیّ ان لا اُوطّن من الارض الا اخفاها و اقصاها، اسراراً لامری...؛ 
به درستی که پدرم با من عهد کردند که وطنی از زمین جز مخفی ترین و دورترین جای آن، انتخاب نکنم تا این که امر خود را پوشیده سازم.
امام زمان(علیه السلام) در توقیع به شیخ مفید(رحمه الله) به این قضیه اشاره می فرماید:
نحن و إن کنا ناوین بمکاننا النائی عن مساکن الظالمین، حسب الذی أراناه الله تعالی لنا من الصلاح، و لشیعتنا المؤمنین فی ذلک مادامت دولة الدنیا للفاسقین، فانا نحیط علماً بانبائکم؛ 
هم اکنون در مکانی دور از جایگاه ستم گران سکنی گزیده ایم که خداوند صلاح ما و شیعیان با ایمان ما را مادامی که حکومت دنیا به دست تبه کاران است، در این کار به ما سپرده، با وجود این، بر اخبار و احوال شما آگاهیم.
حسن بن سلیمان حلی(رحمه الله) در شرح این بخش می نویسد:
یدل علی زمان ظهوره و انبساطه یده، علیه السلام لانه الیوم مقهور مغصوب مستأثر علی حقه غیر مستطیع لاظهار الحق فی الخلق؛ 
این جمله بر زمان ظهور و بسط ید امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) دلالت دارد، زیرا امروزه در عصر غیبت ایشان مقهور و حقش غصب شده و توان اظهار حق در میان خلایق را ندارد.
بنابراین، چه روزی است که ایشان با بسط ید ظاهر شوند و مردم هم از روی میل و رغبت از او اطاعت کنند؟ آن روزی که پروردگار متعال، اذن ظهور بفرماید و ایشان نظام عدل را برپا دارند. در آن روز زمین و اهل آن در حالی که میل و رغبت کامل دارند، از او اطاعت می کنند و پرچم اسلام به اهتزاز درآمده، گلبانگ توحید در سرتاسر عالم هستی طنین افکن خواهد شد. بنابراین امام علی(علیه السلام)، امام صادق(علیه السلام) و امام کاظم(علیه السلام) آیه شریفه «وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا» را به امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) تأویل فرموده اند.

و تمتّعه فیها طویلاً

در برخی از متون و نسخه ها «تمکنه» آمده، که این لفظ با توجه به آیات نورانی قرآن کریم که به امام مهدی(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) تأویل شده است، سازگاری و مناسبت بیشتری دارد. ولی معنی این دو فعل بسیار قریب و مشابه است. «تمتعه» بیان گر استفاده کردن و بهره بردن، تمکنه نیز به همین معناست.
دعاکننده بعد از درخواست ظهور، حکومت طولانی امام عصر(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) را تقاضا می کند. با توجه به این که این دعای شریف، از ناحیه امامان معصوم(علیهم السلام) صادر شده و در طول تاریخ انسان های مؤمن و متقی بارها و بارها آن را زمزمه کرده اند و در بهترین حالات تنها خواسته شان استجابت این دعا بوده و پروردگار متعال هم دعاها را استجابت می فرماید، قطعاً حکومتی که ایشان تشکیل می دهد، طولانی است و تا پایان عمر زمین به طول می انجامد. روایاتی که در منابع اهل سنت، مدت حکومت حضرت را کم بیان کرده اند، پذیرفتنی نیستند. اگر در منابع شیعه احادیث مختلفی دیده می شود، اشاره به دوران های حکومت است؛ یعنی از زمان ظهور تا استقرار حکومت هفت سال و دوران تکامل چهل سال و دوران نهایی اش بیش از سیصد سال است. زیرا بسیار روشن است که یک دوران بسیار کوتاه، به این مقدمه طولانی احتیاج ندارد. بشر در طول سال های متمادی رنج و سختی را تحمل کرده تا حقیقت ناب را سال های طولانی به نظاره بنشیند. 
شیخ جلیل حسن بن سلیمان حلی در شرح این بخش می نویسد:
هذا یکون علی ما رویناه فی رجعته علیه السلام بعد وفاته؛ 
این بخش همان طور که روایت شده مربوط به رجعت امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) بعد از وفاتشان است.
این سخن دست برداشتن از ظاهر است. ظاهر این دعا یعنی این که امام(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) بعد از ظهور، سال های زیادی حکومت کنند و چنان چه دست از ظاهر هم بر نداریم محظوری لازم نمی آید، تا این که محتاج تأویل یا تفسیر یا توجیه باشیم. بنابراین، دعاکننده از خداوند متعال می خواهد، حکومت و دولت امام زمان(عجّل الله تعالی فرجه الشریف) طولانی باشد ـ ان شاء الله.

پایان سخن

در برخی از محافل و مجالس در پایان این دعا، «برحمتک یا ارحم الراحمین» می گویند که شایسته است، این جمله به این دعا افزوده نشود، زیرا در هیچ یک از منابع این جمله ذکر نشده است.

نویسنده: محمدرضا فوادیان


نظر شما



نمایش غیر عمومی
تصویر امنیتی :